الشيخ الكليني (مترجم: اردكانى )
107
تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى)
اى هشام ، صبر بر تنهايى ، نشانهء قوت عقل است . پس هر كه چيزها را از جانب خدا بفهمد ، از اهل دنيا و آنان كه در آن رغبت دارند ، دورى گزيند و راغب شود در آنچه در نزد خدا است ، و خدا انيس و مونس او باشد در وحشت و اندوه ، و يار او باشد در تنهايى ، و بى نيازى او باشد در وقت درويشى ، و او را عزيز گرداند بىآنكه او را خويشاوندى باشد . اى هشام ، حق بر پا شده است از براى فرمانبردارى خدا ، و نجاتى نيست مگر به فرمانبردارى ، و فرمانبردارى ، به علم و دانش است . و دانش ، با آموختن و آموختن ، به عقل در دل قرار مىگيرد و محكم مىشود ، و بدون آن ، صورت نمىپذيرد . و هيچ علمى موجود نيست مگر آن علمى كه از عالم خداشناس باشد و شناختن علم ، به عقل است . اى هشام ، عمل اندكْ از عالم ، مقبول مىشود و دو چندان مىگردد و عمل بسيار ، از صاحب خواهش و جهل رد مىشود . اى هشام ، به درستى كه عاقل ، خشنود مىباشد به چيز پستى از دنيا با حكمت ، و خشنود نمىباشد به چيز كمى از حكمت با دنياى فراوان ، و به اين جهت تجارت و بازرگانى ايشان سودمند شده . اى هشام ، به درستى كه عاقلان ، آنچه را كه زيادتى باشد از دنيا واگذاشتند . پس چگونه مرتكب گناهان مىگردند و حال آنكه ترك دنيا از مستحبات و ترك گناهان از جمله واجبات است . اى هشام ، به درستى كه عاقل ، به سوى دنيا و اهل آن نگريست ، پس دانست كه به آن نمىتوان رسيد مگر به مشقت و دشوارى ، و به سوى آخرت نظر كرد ، پس دانست كه به آن نمىتوان رسيد ، مگر به دشوارى . پس باقىتر از اين دو را به دشوارى جستجو نمود . اى هشام ، به درستى كه عاقلان ، در دنيا رغبت ننمودند و در آخرت ، رغبت نمودند ؛ زيرا كه ايشان دانستند كه دنيا جويندهاى است كه جستجوى آن مىشود و آخرت ، جوينده و جستجو شده است كه بايد جستجوى آن بشود . ( خلاصهء معنى آنكه ، طالبيت و مطلوبيت دنيا ، عين يكديگر است . پس در تحصيل آن نبايد كوشش نمايد ؛ زيرا طالبيت آن ، از مطلوبيت كفايت مىكند ، به خلاف طالبيت و مطلوبيت آخرت كه غير يكديگرند . پس در تحصيل آن بايد كوشيد ؛ زيرا كه طالبيت آن از مطلوبيت كفايت نمىكند ) . پس هر كه آخرت را طلب كند ، دنيا او را طلب مىنمايد تا آنكه